بمناسبت هفته بسیج قطعه شهدای دودج

امروز عصر ساعت 3 قبارروبی و گلباران خواهد شد.

+ نوشته شده توسط علي در پنجشنبه ششم آذر 1393 و ساعت 13:25 |

«حكيمي و حكمتي و حكايتي»

آورده اند كه روزي حكيمي گذرش به دودج بفتاد و از درد و رنج مردمانش دلش سخت بگرفت و هاي هاي بگريست پس به مسجد اندر آمد و دو ركعت نماز گذارد و با خداي مناجات نمود كه اي داناي غيب، من نيك مي دانم كه اسرار بندگان بر تو پوشيده نيست. بلاد فراوان گشتم و مردمان بسيار بديدم ليك اين چه حكمت است كه مردم اين آبادي كه همه چيز را از كفشان بربوده اند و باز اندر اين آبادي مانده اند تا مرگشان  به انواع درد قلبي و ريوي و گوارشي فرارسد. من چون به اين آبادي وارد شدم از بوي تعفن نفسم بند بيامد و گويا در بوفال هند وارد شدم که خلایق از انفجار هسته ای جان بدادند. و چون نگاه بكردم آب قناتشان خشكيده و اكنون به اندك آبي كه از ته چاه عميق به رنج حاصل آيد بسنده كرده اند. دامهايشان تلف شده ، زراعتشان نابود و زمين هاشان به يغما رفته است. جوانانشان بیکار و سرگردان و در دام دشمنان گرفتار آمده. من اندر حیرتم و در این وادی سرگردان و فرمانده که این چه حمت است که مردم این آبادی علارقم تمام این صدمات که بر آنها وارد آمده باز در این سرای مانده اند؟! پس بر من عنايتي نما تا راز اين قوم بر من كشف گردد.

حكيم تا پاسي از شب مشغول راز و نياز و در تفكر عميق بود كه اندرآن مسجد خوابش ربود و در عالم خواب ديد كه قيامت بر پا شده و مثل اينكه زلزله اي برپا گرديده است. به اطراف خويش نگريست و گوش ها را تيز كرد كه از اين حادثه خبري بدست آورد كه ناگاه ديد مردمان محله گروه گروه بسويي مي شتابند و فريادشان به ذكر و تسبيح بلند است. از آنان بپرسيد اي نيك مردان و شير زنان شما را چه شده و اين چه حكايت است؟ گفتند اي خردمند مگر نداني كه اكنون قيامت بر پای گرديده است و مردمان به محكمه الهي حاضر مي شوند تا به نيكي ها شان پاداش و به بديهاشان عقاب شودند؟

پس آن حكيم گفت؟ شما كيستيد اي بي نوايان و اين چه حكایت است كه رنگ در رخسارتان نيست و گويا خسارت زياد بر شما وارد آمده است؟ گفتند ما از اهالي همين دیار هستيم كه سالها نسل اندر نسل در اين محل رنج دنياطلبان را تحمل كرده ايم و اكنون كه قيامت بر پا شده شكايت به درگاه خداوند مي بريم كه مگر ما چه كرده بوديم كه در دنيا به انواع عذاب اهل دنیا دچار گرديدم و آب و زمين و زراعت ما را نابود كردند و سلامتي و جواني را از ما گرفتند و فريادرسي براي ما در دنيا نبود. واكنون به رحمت  خداوند اميد بسته ايم كه به سبب عذابي كه در دنيا كشيد ه ايم ما را از عذاب عقبي و اين روز عظيم حفظ فرمايد.

ناگاه فرشته اي به آنان نزديك شد و آنان را تفقد نمود كه اي بي چارگان و مستصعفين زمين مبارك باد بر شما مرگ كه از غم غصه و آلودگي و دود نجات پيدا كرديد. حال بر رب العالين وارد شويد و از محضر او كمك طلبيد و شکوه نزد او برید که از شما بیشتر هیچکس ستم ندیده است.

در اين هنگام حكيم از آن  خواب هولناك بيدار شد و جواب خويش را دريافت. پس او در فكر فرو رفت كه آيا باقي عمر را در بين اين قوم چندي بياسد و مانند آنان همه چيز را تحمل نمايد و بي حساب به بهشت رود يا رفتن را انتخاب نمايد و باقي عمر به سير سياحت بپردازد و مثل سایرین مخلوق خداوند پس از مرگ آماده حساب قيامت شود.

علی سیفی

+ نوشته شده توسط علي در پنجشنبه ششم آذر 1393 و ساعت 13:20 |
صبح امروز آقای مهندس حسین قائدی به عنوان شهردار جدید زرقان معرفی شد. وی تا کنون شش سال سمت شهردار گراش را به عهده داشته است.

+ نوشته شده توسط علي در پنجشنبه ششم آذر 1393 و ساعت 12:48 |
بزودی طنز جدید من را بخوانید:

«حكيمي و حكمتي و حكايتي»

+ نوشته شده توسط علي در دوشنبه سوم آذر 1393 و ساعت 14:57 |

خیای دوست داشتم شیخ بهلول را در زمان حیات ببینم اما قسمت نشد ولی تصمیم گرفتم هر طور شده مزارش را زیارت کنم. در تابستان گذشته سفری به گناباد داشتم و به زیارت مرقد شیخ بهلول مشرف شدم. مزار او در ابتدای جاده خروجی شهر به سمت مشهد قرار دارد و محوطه بزرگی به آرامگاه شیخ اختصاص داده شده است.

مسیر جاده گناباد به سمت طبس بسیار خراب و دارای چند گردنه است و بسیار کم تردد.

سخنی از شیخ بهلول که بر سنگ مزارش نقش بسته است:

کلید سعادت سه چیز است: اول خدمت به خلق دوم رزق حلال سوم راستگویی

زندگی نامه محتصر شیخ و عکس ها:

شيخ محمدتقي بهلول گنابادي در سال ۱۲۷۹ هجري شمسي در روستاي بيلند شهرستان گناباد چشم به جهان گشود. در كودكي به مكتب رفت و به فراگيري قرآن كريم مشغول شد. هشت ساله بود كه حافظ كل قرآن كريم شد. خواندن و نوشتن را در مكتب پدر آموخت و سپس به تحصيل در رشته علوم قديمه پرداخت. در ۲۷ سالگي به مشهد رفت پس از واقعه مسجد گوهرشاد به علت اين كه از سوي حكومت پهلوي تحت تعقيب قرار گرفته بود به افغانستان گريخت. اما در آنجا دستگير شد و 31 سال از عمر خود را در زندانهاي مختلف افغانستان گذراند.

پس از آزادی به مصر رفت. در مصر، روزها به جامعه‌ی الازهر می‌رفت و دانشجویان بسیاری با او مأنوس ‌شدند. پس از آنكه مدت اقامت او تمام ‌شد، تصمیم ‌گرفت از مصر عزیمت كند كه دانشجویان، مخالفت می‌كنند و یكی از دانشجویان كه پدرش از وزرای دربار است،‌با او صحبت كرده و مشكل اقامت بهلول را حل می‌كند.

شیخ بهلول، یك سال و نیم دیگر در مصر می‌ماند و از طرف جمال عبدالناصر كه مخالف رضاشاه بود، ریاست بخش فارسی رادیو مصر را به عهده می‌گیرد و به پخش اشعار و مطالب عربی و فارسی در مخالفت با امریكا، صهیونیزم و رژیم پهلوی می‌پردازد.

بهلول برای دیدن خواهر و مادرش به نجف می‌رود و سپس دو سال و نیم در آنجا اقامت می‌كند و به مبارزه با رژیم پهلوی ادامه می‌دهد. به هنگام مراجعت به ایران، دستگیر و زندانی می‌شود. بهلول را به تهران برده و بازجویی می‌كنند. این بازجویی پنج روز طول می‌كشد. بهلول به زندان می‌افتد و پس از سی و پنج روز آزاد می‌شود.

 سپس به ايران بازگشت و تا پايان عمر بي هيچ پاداش و توقعي به هدايت ديني مردم پرداخت. او در تمام شهر ها به سخنرانی و تبلیغ مشغول بود و هیچگاه در یک جا نماند.

شیخ بهلول، ‌سرانجام در نهم مرداد 1384 دار فانی را وداع گفت. از ویژگی‌های او كه زبانزد همگان است، ذوق و ادب او بود، به طوری‌كه بیش از دویست هزار بیت شعر سرود و حدود پنجاه هزار بیت هم از شاعران دیگر، حفظ بود. او به ادبیات عرب، تاریخ انبیا و اولیا و تاریخ یكصد ساله‌ی اخیر ایران و جهان تسلط داشت.

مجتهدی بود كه بر فقه اهل سنّت هم كاملاً آگاهی داشت و در دانشگاه الازهر مصر، تدریس می‌كرد. فعالیت علمی و فرهنگی او، در رادیو «الشرق الاوسط» مصر و رادیو «بغداد» در پایان دوران تبعیدش بسیار مؤثر بود.

عکس شیخ در آرامگاه وی

 شیخ بهلول

آرامگاه شیخ بهلول

آرامگاه شیخ بهلول

سنگ مزار شیخ

مزار شیخ بهلول

مزار شیخ بهلول

تابلو زندگی نامه شیخ که بر دیوار آرامگاه نصب شده

تابلو زندگی نامه شیخ

شماره تماس با خادم آرامگاه جهت خرید کتاب خاطرات شیخ بهلول به ستون نصب شده

شماره خادم

+ نوشته شده توسط علي در دوشنبه سوم آذر 1393 و ساعت 13:12 |

عکس های محرم در دودج زرقان

سری اول

هیأت حضرت ابالفضل العباس مسجد دودج


هیأت حضرت ابالفضل عشایر دودج


هیأت جوانان بنی هاشم دودج

صبح تاسوعا زیارت عاشورا و مداحی توسط حاج کاظم محمدی


نماز ظهر عاشورا در مسجد جامع دودج زرقان

زیارت عاشورا در قطعه شهدای دودج صبح عاشورا

با حضور خانواده معظم شهداء


نماز ظهر عاشورا در مسجد جامع دودج زرقان

آماده برای اقامه نماز به یاد نماز ظهر عاشورای امام حسین (علیه السلام)



سینه زنی بعد از نماز ظهر عاشورا

شام غریبان

نوه یک شهید کوچک ترین بچه ای که طبل می زد

نوه شهید مقصود محمدی

سری دوم عکس ها در روزهای آینده


+ نوشته شده توسط علي در چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 و ساعت 13:6 |

محرم ماه سوگواري سيد و سالار شهيدان بر پيروان اهل بيت تسليت باد

+ نوشته شده توسط علي در یکشنبه چهارم آبان 1393 و ساعت 9:7 |

+ نوشته شده توسط علي در یکشنبه بیستم مهر 1393 و ساعت 13:44 |

عرفه روز عرفان و شعور و روز مناجات و دعا مبارك باد

اعمال اين روز:

غسل- روزه- خواندن دعاي عرفه - زيارت حضرت امام حسين - ادعيه در مفاتيح

فرازي از دعاي عرفه امام حسين (ع):

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي أَخْشَاكَ كَأَنِّي أَرَاكَ وَ أَسْعِدْنِي بِتَقْوَاكَ وَ لاَ تُشْقِنِي بِمَعْصِيَتِكَ وَ خِرْ لِي فِي قَضَائِكَ‏

اى خدا بمن آن مقام ترس و خشيت از جلال و عظمتت را عطا كن كه گويا تو را ميبينم و مرا بتقوى و طاعتت سعادت بخش و بعصيانت شقاوتمند مگردان و قضا

وَ بَارِكْ لِي فِي قَدَرِكَ حَتَّى لاَ أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لاَ تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ‏

و قدرت را بر من خير و مبارك ساز تا در خوش و ناخوش مقدراتت آنچه دير مى‏خواهى بر من زودتر دوست ندارم و آنچه زودتر مى‏خواهى ديرتر مايل نباشم.

روز عرفه روز شهادت مظلومانه مسلم بن عقيل

سفير و فرستاده امام حسين به كوفه

+ نوشته شده توسط علي در شنبه دوازدهم مهر 1393 و ساعت 8:23 |

اين تابلو زيبنده شهر شهيد محراب آيت الله دستغيب نيست

(محل نصب ورودي شيراز قبل از دروازه قرآن جنب مسجد امام زمان)

تابلوي كه چندين سال است از نصب آن گذشته و بكلي كهنه و رنگ و رورفته شده در شان شهر شهيد محراب آيت الله دستغيب و سومين حرم اهل بيت نيست.

اگر چه قصد مقايسه نداريم و چه بسيار تابلوهايي كه با هزينه هاي گزاف در سطح شهر خودنمايي مي كند و مسولين شهر بويژه شهرداري و شوراي شهر و بنياد شهيد از تعويض و به روز رساني اين تابلو غافل مانده اند. شهر هاي ديگر جهت علماي خود بيش از اين ارزش قائلند گذشته از اينكه وي عالم عامل و معلم اخلاق بود شهيد نيز هست.

اين مطلب را به حسب وظيفه از آن رو نوشتم كه امام راحل فرمود:

نگذاريد پيشكسوتان جهاد و شهادت در پيچ و خم زندگي بفراموشي سپرده شوند.

+ نوشته شده توسط علي در دوشنبه هفتم مهر 1393 و ساعت 15:7 |