با رسيدن روز جمعه معمولا خيلي ها به استراخت مي پردازند و خستگي يك هفته كار و تلاش رو از تن بيرون مي كنن. بعضي ها هم تا ساعتي از روز گذشته بخواب راحتي فرو مي رن اما در دودج قضيه برعكسه يعني نه اينكه مردم از خواب بدشون بياد و نخوان در روز جمعه استراحت بكنن بلكه مزاحم بد صدايي هست كه هنوز صبح نشده درست در همون روز جمعه سر و كله اش پيدا ميشه، منظورم قارقارك دو موتوره اي هست كه از فرودگاه آموزشي زرقان مثل يك كلاغ بد تركيب و بد صدا بالاي سرت ظاهر ميشه هيچ راه فراري هم نداري.

هواپيماهاي آموزشي بدون سر نشين هم گه گاهي اضافه ميشه. هواپيماي گلايدر هم جاي خودش داره كه البته سر و صدا نداره ولي همه ي اينا يه جوري آسايش مردم رو سلب كردن يعني اگر بهشون بگي هم ميگن اي بابا يه روز جمعه رو نمي تونين ببينين ما يه تفريحي بكنيم؟

راستش روز جمعه و غير جمعه اين مزاحمت ها ادامه داره، حالا اين مزاحمت هاشون به كنار مردم مي ترسن كه يه صبح هنوز از خواب بيدار نشدن اين هواپيماها كه نوعا آموزشي هستن و آدماي تازه وارد و خلبانان آماتور اونا رو هدايت مي كنن مثل اجل معلق روي سرشون فرود بيان، اينم خيلي بعيد نيست تا به حال چندتاشون سقوط كردن.

از قضا اون كوچه كذايي هم بيشتر در معرض خطره و دم تير بلا قرار داره . بي چاره ها تازه اومدن از دست سيم برق خلاص بشن كه يه خطر ديگه بيخ گوششون تهديديشون ميكنه. ما وصيت مي كنيم كه همه وصيت نامه شون رو بنويسن و بزارن زير سرشون بخوابن، كار از محكم كاري عيب نمي كنه.

حالا شما مي گي تكليف اهالي چي ميشه؟ بايد از دست اين مزاحمت ها و خطراط به كي بگن؟ چيكار كنن؟ كجا برن؟