هر چقدر ما داد زديم بابا به داد ما برسيد كسي توجه نكرد كه نكرد. گفتيم از دود و گاز و سم و بوي زباله و غير و ذالك داريم خفه ميشيم بازم كسي توجه نكرد. لابد با زبان بي زباني مي گن: خفه شيد، حقتونه، تا شما باشين و ديگه در كنار اينهمه صنايع آلوده كننده خونه نسازيد. مگه روز اول چشم نداشتين بريد يه جاي ديگه خونه بسازيد، ده و روستا و شهر بسازيد. اصلا مگه ما اومديم دنبالتون كه بيياين اينجا (يعني منطقه زرقون) خونه بساازين، حالا هم دندنتون كش، بايه تحمل كنين. خواستيد اينهمه زمين توي كوير لوت و كوير نمك و سر كوه حتي قله اورست قابل سكونت بود بريد خونه بسازيد.
هر چي هم ما مي خويم جواب بديم كه بابا آخه ايطو كه شما فكر مي كنين نيس، ما از جَداً در جَد، اينجا بوديم، ما سند درايم، تو همين سنگ نبشته ها و نقاشي ها برجا مونده معلومه كه آباء ما از چند هزار سال قبل اومدن اين منطقه ، اونوقت شما ها هنوز تو پشت 100 پشت جدآ در جدتون هم نبودين.
شايد تو همين كتيبه هاي تخت جمشيد هم يه چيزايي باشه كه اگه باشه البته به ما چيزي نمي گين!؟ محققين ما در زرقون مي گن زماني كه زرقون شهري بود كه از شمال تا ارسنجون و شايد هم اونطرف تر و از اين طرف تا بيضا و از اون طرف تا خرامه، در همين وقت هنوز چيزي به اسم مرودشت در نقشه جغرافيايي وجود نداشت.
اين معنيش اينه كه ما داراي قدمتي كهن هستيم و همينطور تمدني كهن. ما تو همين دودج آثار باستاني زيادي داريم كه نمي خوايم رو كنيم، چون كسي قدرش نمي دونه تا شنيدن ميان با بيل و تيشه و لودر و بلدوذر خونمون هم زير و رو مي كنن تا آثار تاريخي پيدا كنن. و همون بلايي بر سرشون ميارن كه سر تخت جمشيد و پاسارگاد آوردن. يا تو همين زرقون كه كاروانسراي زكي خاني رو تبديل به ايستگاه ميني بوس و نمي دنم چي چي بوس كردن.
و همون بلايي كه بر سر قنات چند هزار ساله دودج آوردن
و همون بلايي كه سر بهترين اثر تاريخي در دودج يعني حمام عمومي دودج آوردن.
مي گين نه، اين خبر جديد رو بخونين:
بعد
از رشد گلسنگ ها و آسیب پذیری بنای تخت جمشید در مقابل زلزله، این بار
نوبت دوده های آتش است که باشکوه ترین میراث تاریخی ایران را تهدید کند.
این
روزها دودگرفتگی تخت جمشید، مهم ترین دغدغه ای است که دوستداران میراث
تاریخی کشور را نگران می کند. این دوده ها که در اثر سوزاندن ساقه های
گندم در زمین های کشاورزی اطراف تخت جمشید به وجود آمده اند، تهدیدی جدی
علیه جاذبه های بصری تخت جمشید به شمار می رود که به مرور زمان تمیز کردن
سنگهای محوطه را دچار مشکل خواهد کرد.

مهدی رهبر، از اساتید باستان
شناسی در این باره می گوید: «این دوده ها فضای نامناسب و زشتی را برای
گردشگران در مواقعی از سال ایجاد می کنند. بنابراین اگر سازمان میراث
فرهنگی امکان جلوگیری از سوختن ساقه های گندم در زمین های کشاورزی را
ندارد، مقامات دولتی می توانند چاره ای بیندیشد.»
بر همين اساس ما هم به كشاورزان خودمون تذكر مي ديم كه مواظب خودتون باشين يه وقت مي بيني اومدن بهتون گير دادن كه مثلا اين ساقه هاي گندمي كه آتش مي زنين براي كارخانجات اطراف ايجاد درد سر مي كنه و كارخونه مون دودي ميشه، در نتيجه كار و بار شما هم تعطيل مي كنن و بجاي گندم كاشتن تو زمين مجبوريد تحويل كارخونه دارها بدين تا درش كارخونه بكارن.
ميراث فرهنگي هم ازشون حمايت مي كنه ، چون اينا مي گن ما چندين و چند ساله كه اينجا سرمايه گذاري كرديم. حرفشون هم حسابه، بقول قديمي ها موي لاي درزش نمي ره.
از اون طرف هم ممكنه ستاد مبارزه با مواد مخدر بهشون (يعني به كشاورزان) گير بده چون ميگه سعدي شيرازي رو كه دودي كردين حالا نوبت كورش و داريوش و پادشاهان ساسانيه كه دوديشون بكنين!؟ و براي دفاع از ايشان و ايران كه جديدا طرفداران پرو پا غرصي هم پيدا كرده بايد اين زمين هايي كه كشاورزان قدرش رو نمي دونن و به صد تا دليل ديگه از جمله دودي شدن تخت جمشيد بهتره زمينهاي مجاور تخت جمشيد يعني از تخت جمشيد به شعاع چهار فرسخ تغيير كاربري بدن و كارخانجات درشون مستقر بشن.
حق اعتراض هم ندارين چون بهتون مي گن: دَندِ تون كش، مي خواستين اينجا...
و در يك اقدام قاطع شعار كشاورزي محور استقلال هم زير و رو كنن و مهره صنعت بجاي كشوري بنشونن يا بهتر بگيم ببندن.
اضافه بر دلايل فوق، مهم تر از همه به دليل خشك سالي و خشك شدن قنوات و چشمه سارهاي منطقه كه همه ي اينها هم برمي گرده به همون دليل كه مردم منطقه براي سكونت جانمايي مناسب نداشتن بايد چنين كاري صورت بگيره، كدوم كار يعني تعطيلي كشاورزي و جايگزيني صنعت.
بازخورد اين طرح اين ميشه كه همه خوش نشين مي شن و بجاي اينكه مرودشت مقام اول توليد گندم داشته باشه مقام اول صنعت داره و تخت جمشيد هم با جمشيد سرجاي خودشون هستن تا توريست بياد درآمد زايي ايجاد بشه.
...تا بعد
مطلب طنز بعدي ما رو شنبه آينده بخونيد